سفارش تبلیغ
تحریم المپیک لندن
ما اهل دلیم























ما اهل دلیم

سیاوش[167]
من کلا دلم میخواهد همه آدمهایی که با من در ارتباط هستن دست به دست هم بدن تا جامعه ای با نشاط و آگاه والبته امام زمانی داشته باشیم

   1   2   3   4      >

استادی درشروع کلاس درس، لیوانی پراز آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه                             ببینند. بعد از شاگردان پرسید  :


به نظر شما وزن این لیوان چقدر  است؟


شاگردان جواب دادند  :


50  گرم ، 100 گرم ، 150 گرم


استاد  گفت  :


من هم بدون وزن کردن، نمی دانم دقیقا“ وزنش چقدراست. اما سوال من این                                      است: اگر من این لیوان آب را چند دقیقه همین طور نگه دارم، چه اتفاقی خواهد  افتاد؟


شاگردان گفتند: هیچ اتفاقی نمی افتد  .


استاد  پرسید  :


خوب، اگر یک ساعت همین طور نگه دارم، چه اتفاقی می افتد؟


یکی از شاگردان گفت: دست تان کم کم درد میگیرد.


حق با توست… حالا اگر یک روز تمام آن را نگه دارم چه؟


شاگرد دیگری گفت: دست تان بی حس می شود. عضلات به   


 شدت تحت فشار قرار میگیرند و فلج می شوند. و مطمئنا“ کارتان به بیمارستان


خواهد کشید و همه شاگردان خندیدند.


استاد گفت: خیلی خوب است. ولی آیا در این مدت وزن لیوان تغییرکرده است؟


شاگردان جواب دادند: نه


پس چه چیز باعث درد و فشار روی عضلات می شود؟ درعوض من چه باید بکنم؟


شاگردان گیج شدند. یکی از آنها گفت: لیوان را زمین بگذارید.


استاد گفت: دقیقا“ مشکلات زندگی هم مثل همین است.


اگر آنها را چند دقیقه در ذهن تان نگه دارید.


اشکالی ندارد. اگر مدت طولانی تری به آنها فکر کنید، به درد خواهند آمد.


اگر بیشتر از آن نگه شان دارید، فلج تان می کنند و دیگر قادر به انجام کاری نخواهید بود.


فکرکردن به مشکلات زندگی مهم است.. اما مهم تر آن است که درپایان هر


 روز و پیش از خواب، آنها را زمین بگذارید.


به این ترتیب تحت فشار قرار نمی گیرند، هر روز صبح سرحال و قوی بیدار


 می شوید و قادر خواهید بود از عهده هرمسئله و چالشی که برایتان پیش می آید، برآیید!


نوشته شده در جمعه 29/7/90ساعت 6:16 عصر توسط سیاوش نظرات ()

روزی من با یک تاکسی به فرودگاه می رفتم. ما داشتیم در خط عبوری صحیح


 رانندگی می  کردیم که ناگهان یک ماشین درست در جلوی ما از جای پارک


بیرون پرید. راننده تاکسی ام  محکم ترمز گرفت. ماشین سر خورد، و دقیقاً به فاصله


 چند سانتیمتر از ماشین دیگر متوقف شد!


 راننده ماشین دیگر سرش را ناگهان برگرداند و شروع کرد به ما فریاد زدن.


 راننده تاکسی ام فقط لبخند زد و برای آن شخص دست تکان داد و منظورم


این است که او واقعاً دوستانه برخورد کرد . 


 بنابراین پرسیدم:چرا شما تنها آن رفتار را کردید؟  


  آن شخص نزدیک بود ماشین تان را از بین ببرد و ما رابه بیمارستان بفرستد!


در آن هنگام بود که راننده تاکسی درسی را به من داد که اینک به آن می گویم:            


 قانون کامیون حمل زباله!!!!


 او توضیح داد که بسیاری از افراد مانند کامیون های حمل زباله هستند.                                                    


آنها سرشار از آشغال، ناکامی، خشم، و ناامیدی در اطراف می گردند. 


وقتی آشغال در اعماق وجودشان تلنبار می شود، آنها به جایی احتیاج دار تا آن   


را تخلیه کنند و گاهی اوقات روی شما خالی می کنند. به خودتان نگیرید. فقط


 لبخند بزنید، دست تکان بدهید، برایشان آرزوی خیر بکنید، و بروید. آشغال های


آنها را نگیرید و پخش کنید به افراد دیگر ی در سرکار، در منزل، یا توی


خیابان ها.حرف آخر این است که افراد موفق اجازه نمی دهند که کامیون های


 آشغال روزشان را بگیرند و خراب کنند.                                  


    زندگی خیلی کوتاه است که صبح با تأسف ها از خواب برخیزید،


از این رو….. افرادی را که با شما خوب رفتار می کنند دوست داشته


باشید. برای آنهایی که رفتار مناسبی ندارند دعا کنید.                                                              


زندگی ده درصد چیزی است که شما می سازید و نود درصد نحوه برداشت شماست


خدا توفیق تان دهد و روزگار پر برکتی داشته باشید.


نوشته شده در جمعه 29/7/90ساعت 6:8 عصر توسط سیاوش نظرات ()


قال النبى صلى الله علیه و آله و سلم  :


 


 


هر که با زنى به خاطر مالش ازدواج کند، خداوند او را به مال وى واگذار مى‏کند، و هر که با او به خاطر جمال


و زیبائى‏اش ازدواج نماید، در او چیزى را که خوشایند او نیست، خواهد دید، و هر که با وى به خاطر دینش


ازدواج کند، خداوند تمامى این مزایا را براى او جمع مى‏کند  .


وسائل الشیعه، ج 14، ص 31


 


 


 


پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود : درهاى رحمت آسمانى در چهار وقت گشوده مى‏شود1-


1- موقع بارش باران  .


2- زمانى که فرزند به چهره پدر و مادرش مى‏نگرد  .


3- هنگام گشوده شدن در کعبه  .


4- هنگام برپایى مراسم عقد و عروسى  .


بحار الانوار، ج 103، ص 221


 



 


پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود  :


بیشترین اهل جهنم انسانهاى بى همسرهستند  .


من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 251


 


 


 


امام صادق علیه السلام فرمود  :


کسى که مجردى را تزویج کند و امکان ازدواج او را فراهم نماید از کسانى است که در قیامت‏ خداوند به آنان نظر لطف مى‏کند  .


وسائل الشیعه، ج 20، ص 45


 


 


 


امام کاظم علیه السلام فرمود  :


سه دسته در روز قیامت، روزى که سایه و پناهى جزء سایه خداوند نیست، در سایه و پناه خدا هستند  :


1- مردى که زمینه ازدواج برادر مسلمانش را آماده نماید  .


2- مردى که (به برادر مسلمانش خدمت کند  .)


3- کسى که سر برادر مسلمانش را بپوشاند  .


وسائل الشیعه، ج 20، ص 46


 


 


 


امام صادق علیه السلام فرمود  :


چهار کس در قیامت مورد نظر پروردگارند  :


1-آنکه چون طرف معامله پشیمان شود، معامله را برگرداند  .


2- کسى که غم از دلى برگیرد  .


3- کسى که برده‏اى را آزاد کند  .


4- کسى که بى همسران را به ازدواج درآورد  .


وسائل الشیعه، ج 20، ص 46


 


 


 


پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم‏فرمود  :


پس از اسلام، هیچ نعمتى براى مرد بهتر از زن مسلمانى نیست که هر گاه به او بنگرد، مسرورش کند و هر گاه به او


فرمان دهد، اطاعتش نماید و در غیاب او حافظ ناموس و مالش باشد  .


من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 255


 


 


 


پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود :


سور و ولیمه در پنج مورد است:


1- عروسى 2- تولد اولاد 3- ختنه کردن نوزاد 4- خریدن خانه 5- بازگشت از سفر مکه.


من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 263



 


 


نوشته شده در پنج شنبه 28/7/90ساعت 4:41 عصر توسط سیاوش نظرات ()

 اَلصَّلاةُ مِنْ شَرائِعِ الدّینِ وَ فیها مَرضاةُ الرَّبِّ عَزَّوَجَلَّ وَ هِىَ مِنْهاجُ الاَْنْبیاءِ وَ لِلْمُصَلّى حُبُّ


الْمَلائِکَةِ وَ هُدىً و ایمانٌ وَ نورُ


 الْمَعْرفَةِ وَ بَرَکَةٌ فِى الرِّزْقِ؛(خصال، ص 522، ح 11  . )


 نماز، از آیین‏هاى دین است و رضاى پروردگار، در آن است. و آن راه پیامبران است  .


براى نمازگزار، محبت فرشتگان،


هدایت، ایمان، نور معرفت و برکت در روزى است


 


 اِنَّ فِى الرِّفْقِ الزّیادَةَ وَ الْبَرَکَةَ وَ مَنْ یُحْرَمِ الرِّفْقُ یُحْرَمِ الْخَیْرَ؛(کافى، ج 2، ص 119، ح 7  . )


 در مدارا، فزونى و برکت است، و هر کس از مدارا محروم باشد، از خیر، محروم شده است  .



عائِدُ الْمَریضِ یَخوضُ فِى الْبَرَکَةِ فَاِذا جَلَسَ انْغَمَسَ فیها؛(کنزالفوائد، ج 1، ص 178 . )


عیادت کننده بیمار، در برکت فرو مى‏رود و چون نزد بیمار بنشیند، در آن غوطه‏ور مى‏شود.



اَلرّوحُ وَ الرّاحَةُ وَ الْفَلَجُ وَ الْفَلاحُ وَ النَّجاحُ وَ الْبَرَکَةُ وَ الْعَفْوُ وَ الْعافیَةُ وَ الْمُعافاةُ وَ


الْبُشْرى وَ النَّصْرَةُ وَ الرِّضا وَ الْقُرْبُ وَ الْقَرابَةُ وَ النَّصْر وَ الظَّـفَرُ وَ الْتَّمْکینُ وَ السُّروُر


 وَ الْمَحَبَّةُ مِنَ اللّه‏ِ تَبارَکَ وَ تَعالى عَلى مَنْ اَحَبَّ عَلىَّ بْنَ اَبى طالِبٍ علیه‏السلام وَ والاهُ وَ


ائْتَمَّ بِهِ وَ اَقَرَّ بِفَضْلِهِ وَ تَوَلَّى الأَوصیاءَ مِنْ بَعْدِهِ وَ حَقٌ عَلَىَّ اَنْ اُدْخِلَهُمْ فى شَفاعَتى وَ


 حَقٌ عَلى رَبّى اَنْ یَسْتَجیبَ لى فیهِم وَ هُمْ اَتْباعى وَ مَنْ تَبِعَنى فَاِنَّهُ مِنّى؛(بحارالأنوار، ج 27، ص 92.)


آسایش و راحتى، کامیابى و رستگارى و پیروزى، برکت و گذشت و تندرستى


و عافیت، بشارت و خرّمى و رضایتمندى، قرب و خویشاوندى، یارى و پیروزى


 و توانمندى، شادى و محبّت، از سوى خداى متعال، بر کسى باد که على بن ابى طالب را دوست بدارد،


ولایت او را بپذیرد، به او اقتدا کند، به برترى او اقرار نماید، و امامانِ پس از او را به ولایت بپذیرد.


بر من است که آنان را در شفاعتم وارد کنم. بر پروردگار من است که خواسته مرا درباره


آنان اجابت کند. آنان پیروان من هستند و هر که از من پیروى کند، از من است.



ثَلاثٌ لَو یَعْلَمُ النّاسُ ما فیهِنَّ ما اُخِذْنَ اِلاّ بِسَهْمَةٍ حِرصا عَلى ما فیهِنَّ مِنْ الْخَیْرِ وَ


 الْبَرَکَةِ: اَلتَّـأْذینُ بِالصَّلاةِ وَ التَّهجیُر بِالجَماعاتِ وَ الصَّلاةُ فى اَوَّلِ الصُّفوفِ؛(کنزالعمّال، ح 43235)


سه چیز است که اگر مردم آثار آن را مى‏دانستند، به جهت حریص بودن به خیر و


 برکتى که در آنها هست، به قرعه متوسل مى‏شدند: اذان نماز، شتاب به نماز جماعت و نماز در صف اول



لا یَزالُ النّاسُ بِخَیْرٍ ما اَمَروا بِالْمَعْروفِ وَ نَهَوا عَنِ الْمُنْکَرِ وَ تَعاوَنوا عَلَى


البِرِّ وَ التَّقْوى فَاِذا لَمْ یَفْعَلوا ذلِکَ نُزِعَتْ مِنْهُمْ الْبَرَکاتُ وَ سُلِّطَ بَعْضُهُم


عَلى بَعْضٍ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُمْ ناصِرٌ فِى الاَْرْضِ وَ لا فِى السَّماءِ؛(تهذیب الأحکام، ج 6، ص 181، ح 373 )


تا وقتى مردم امر به معروف و نهى از منکر مى‏کنند و یکدیگر را در نیکى و


تقوا، یارى مى‏رسانند، در خیر و نیکى‏اند، آن‏گاه که چنین نکنند، برکت‏ها از آنان گرفته مى‏شود و


 بعضى بر بعض دیگر مسلّط مى‏گردند و در زمین و در آسمان، هیچ یاورى نخواهند داشت.


 


نوشته شده در پنج شنبه 28/7/90ساعت 4:21 عصر توسط سیاوش نظرات ()

اَقرَبُکُم غَدا مِنّى فِى المَوقِفِ اَصدَقُکُم لِلحَدیثِ وَاَدَّاکُم لِلاَمانَةِ وَاوفاکُم بِالعَهدِ وَاَحسَنُکُم خُلقا وَاَقرَبُکُم مِن النّاسِ؛


نزدیک ترین شما به من در قیامت، راستگوترین، امانتدارترین، وفادارترین به عهد، خوش اخلاق ترین و نزدیک ترین شما


به مردم است…  .بحارالأنوار، ج75، ص94، ح12 


 


مَن عامَلَ النّاسَ فَلَم یَظلِمهُم وَحَدَّثَهُم فَلَم یَکذِبهُم وَوَعَدَهُم فَلَم یَخلفهُم فَهُوَ مِمَّن کَمُلَت مُرُوَّتُهُ وَظَهَرَت عَدالَتُهُ وَوَجَبَت اُخُوَّتُهُ وَحَرُمَت غیبَتُهُ؛


هر کس در معاشرت با مردم به آنان ظلم نکند، دروغ نگوید، خلف وعده ننماید، جوانمردیش کامل، عدالتش آشکار،


برادرى با او واجب و غیبتش حرام است…  ..خصال، ص 208


 


ثَلاثٌ لَیسَ لاَِحَدِ مِنَ النّاسِ فیهِنَّ رُخصَةٌ: بِرُّ الوالِدَینِ مُسلِما کانَ اَؤ کافِرا وَ الوَفاءُ بِالعَهدِ لِمُسلِمٍ اَو کافِرا وَاَداءُ الاَمانَةُ اِلى مُسلِمٍ کانَ اَؤ کافِرا؛


سه چیز است که ترک آن براى هیچ کس جایز نیست: نیکى به پدر و مادر مسلمان باشند یا کافر، وفاى به عهد


 با مسلمان یا کافر و اداى امانت به مسلمان یا کافر….جامع الصغیر، ج2، ص716، ح3469



اِضمَنوالى سِتّا مِن اَنفُسِکُم اَضمَن لَکُمُ الجَنَّةَ اُصدُقُوا اِذا حَدَّثتُم وَأوفُوا اِذا وَعَدتُم وَاَدُّوا اِذا ئتُمِنتُم وَاحفَظوا فُروجَکُم وَغُضّوا اَبصارَکُم وَکُفّوا اَیدیَکُم؛


شش چیز را براى من ضمانت کنید تا من بهشت را براى شما ضمانت کنم، راستى در گفتار، وفاى به عهد،


بر گرداندن امانت، پاکدامنى، چشم بستن از گناه و نگه داشتن دست (از غیر حلال)….نهج الفصاحه، ح 321



اَحِبُّوا الصِّبیانَ وَ ارحَمُوهُم ، وَ اِذا وَ عَدتُموهُم شَیئا فَفُوا لَهُم ، فَاِنَّهُم لا یَدرونَ اِلاّ اَ نَّـکُم تَرزُقونَهُم ؛


کودکان را دوست بدارید و با آنان مهربان باشید و هرگاه به آنان وعده دادید ، به آن وفا کنید ، زیرا آنان ، روزى دهنده خود را


کسى غیر از شما نمى دانند….کافى، ج 6، ص 49، ح 3


نوشته شده در سه شنبه 26/7/90ساعت 11:3 عصر توسط سیاوش نظرات ()

امام صادق(علیه‌السلام):


مؤمن ‌را راحتی ‌و آسایش‌حقیقی ‌نباشد جز در لقای ‌خداوند ‌متعال، ولی ‌آسایش ‌


دنیا در چهار ‌چیزاست: خاموشی‌و سکوت ‌که ‌بوسیلة ‌آن ‌حال ‌قلب‌و نفس ‌


خویش ‌و آنچه ‌را که‌میان ‌تو و خالق  خویش‌می‌گذرد، بشناسی‌، عزلتی‌ که ‌


بدان‌وسیله‌از آفات ‌ظاهری ‌و باطنی ‌زمان‌نجات‌بیابی،  گرسنگی‌ای ‌که‌شهوات‌و وسواس‌


را به  واسطه‌اش ‌بمیرانی و شب‌بیداری‌ای‌که ‌قلبت ‌را بدان  نورانی‌کنی ‌و طبعت ‌را صفا


و روحت‌را پالایش ‌دهی. مصباح‌الشریعه ‌و مفتاح‌الحقیقه، باب  بیست‌وهشتم‌، ص91



 



امام علی(علیه‌السلام):


 


ـ آدمی ‌باید ‌زبانش ‌را نگه‌دارد، ‌زیرا این ‌زبان ‌در برابر صاحبش‌سرکش ‌است. به


‌خدا سوگند هیچ ‌بنده‌ای ‌را نمی‌بینم ‌که ‌تقوایش ‌او را سود دهد، مگر آنگاه ‌که ‌زبانش ‌را


درکام ‌کشد. ـ زبانت‌را ‌نگه‌دار و گفتارت ‌را بشمار، تا سخنانت ‌در جز خیر و


خوبی ‌کاستی‌گیرد. میزان الحکمه، ص5319،ح18221و18222



 


امام رضا(علیه‌السلام):


‌خاموشی‌یکی ‌از درهای ‌حکمت ‌است‌، خاموشی‌محبت ‌می‌آورد،


خاموشی‌راهنمای ‌آدمی ‌به ‌هرخیر و خوبی‌است. میزان الحکمه،


ص3171،ح10810



 


نوشته شده در سه شنبه 26/7/90ساعت 10:58 عصر توسط سیاوش نظرات ()


 


امیر المؤمنین حضرت علی(علیه‌السلام):

 


ـ خوابیدن با معرفت و شناخت ‌(امامت) ‌بهتر است ‌از ‌نماز ‌


خواندن  با‌شک(درامامت) ـ    چه ‌بد  دشمنی‌است ‌خواب‌، عمر‌کوتاه ‌را ‌فانی ‌می‌کند و


‌پاداش ‌زیاد ‌را ‌از ‌بین ‌می‌برد. جلوه‌های‌حکمت،ص596،ح1


 



امام کاظم(علیه‌السلام):


ـ چشمانت ‌را به‌پرخوابی‌عادت ‌مده، زیرا چشم‌ها ناسپاس‌ترین‌عضو بدن ‌هستند. ـ


خداوند عزوجل،از بندة ‌پرخواب ‌و بیکار ‌نفرت ‌دارد. میزان الحکمه، ص6551،ح20919و20920 3


 



امام کاظم(علیه‌السلام):


به‌هشام‌بن‌حکم‌فرمودند: صبر بر تنهایی ‌نشانه ‌توانایی‌خرد است، هرکه ‌از معرفت ‌


خدایی برخوردارشود، از اهل ‌دنیا و دنیا خواهان ‌کناره‌گیرد و به ‌آنچه ‌نزد خداست‌


روی‌آورد و خداوند مونس ‌خلوت‌او  باشد و یار تنهایی‌اش‌و بی‌نیاز  کننده‌نیازش ‌و مایة‌عزت


‌و قدرت او بی‌آنکه ‌از ایل‌و تباری ‌برخوردار باشد. میزان الحکمه، ص3749،ح12891




امام صادق(علیه‌السلام):


به‌‌امام ‌صادق(علیه‌السلام) عرض ‌شد: در عقیق(وادیی ‌نزدیک‌مدینه) خلوت ‌


گزیده‌ای‌و به ‌سوی تنهایی‌شتافته‌ای. حضرت‌فرمودند: اگر حلاوت ‌تنهایی ‌را


می‌چشیدی‌از خودت ‌هم ‌می‌گریختی.  آنگاه ‌فرمودند: کمترین ‌فایده‌ای‌که ‌بنده


 ‌از تنهایی‌می‌یابد، آسوده ‌شدن‌از مدارا با مردم ‌است. میزان الحکمه، ص3751،ح12893



امام صادق(علیه‌السلام):


از امام صادق(علیه‌السلام) دربارة علت ‌گوشه‌نشینی‌اش ‌سؤال ‌شد، فرمودند:


زمانه‌فاسد شده ‌و برادران ‌تغییرکرده‌اند، بنابراین‌، آرامش ‌دل ‌را ‌در تنهایی ‌یافتم.


میزان الحکمه، ص3753،ح12911




 



 


 


 


 


نوشته شده در سه شنبه 26/7/90ساعت 10:57 عصر توسط سیاوش نظرات ()

   1   2   3   4      >
» :: جمعه 29/2/91
نوشته شده در ساعت توسط مدیر


آخرین مطالب
منتظران امام زمان (عج) ...
یاصاحب الزمان (عج) ادرکنی
خوشحال میشم نظرتان را داشته باشم
دل نوشته ای برای امام عصر (عج)
ارزش علم
بهلول و خرقه نان جو و سرکه
برخورد با دیگران از کلام علی (ع)
[عناوین آرشیوشده]

Design By : LoxTheme.com