سفارش تبلیغ
بزرگترین تونل شهری
ما اهل دلیم























ما اهل دلیم

سیاوش[167]
من کلا دلم میخواهد همه آدمهایی که با من در ارتباط هستن دست به دست هم بدن تا جامعه ای با نشاط و آگاه والبته امام زمانی داشته باشیم

   1   2      >

 


1. اولین شیوه یاری امام عصر: دعوت از دیگران جهت بهره مند شدن از برکات امام زمان علیه السلام.


هرشیعه ای که نعمت وجود امام عصر را درک کرده و حلاوت عنایات او را چشیده باشد، می تواند


وجود این نعمت را به دیگران خبر دهد و از آنها دعوت کند که با توسل به امام زمان علیه السلام از


عنایات اوبهره مند گردند.ارجاع دیگران به امام زمان علیه السلام برای رفع نیاز های مادی و معنویشان


کاری بسیار ساده است.این کار زمینه قدرشناسی امت از امام علیه السلام رافراهم می آورد و در


غربت زدایی از این مولای کریم بسیارمؤثر است، از این رو به نوبه خود نوعی یاری امام عصر به شمار می آید.



2. دومین شیوه یاری امام عصر: تجلیل از امام زمان علیه السلام در جامعه


هر شیعه ای می تواند در تجلیل و بزرگداشت از امام زمان خود در جامعه بکوشد. این کار (یعنی گرامیداشت


امام عصر در جامعه)، از غربت آن مولا می کاهد و توجه همگانی را به ایشان بیشتر میکند.


همه ما می توانیم تابلویی از نام امام خودرابه جهت ابراز ارادت به امام عصر و تجلیل از ایشان درخانه یا


محل کار نصب کنیم. همه مامی توانیم به هنگام ذکر نام ایشان بااحترام از آن حضرت یاد نماییم و بر او


درود و صلوات بفرستیم. همه میتوانیم به هنگام بردن نام خاص ایشان یعنی لقب «قائم» برخیزیم، دست


برسرنهیم، ادای احترام کنیم وبرای فرج ایشان دعا کنیم.


همه می توانیم در روزهای منسوب به ایشان همچون نیمه شعبان، روزهای جمعه وعید غدیر


با برگزاری مراسم ویژه برای آن حضرت، ولایت و امامت او را به یکدیگر یادآور شویم. حتی اگر نتوانیم


برگزارکننده چنین مراسمی باشیم می توانیم در آن خدمت کنیم یا لااقل با حضور خالصانه خود به آن


رونق بخشیم.همه اینکار ها، تجلیل و بزرگداشت ازامام عصرعلیه السلام به شمار می آید و شیوه ای


از شیوه های یاری آن حضرت است.



3. سومین شیوه یاری امام عصر: 


بخش مهمی ازدغدغه های امام زمان علیه السلام به گرفتاری شیعیان ایشان مربوط میشود.


شیعیان، خانواده امام زمان علیه السلام به شمارمی آیند.آن حضرت ایشان را مانند فرزندان خود


دوست می دارد، به واسطه گرفتاری آنها اندوهگین می شود و از بابت پیروزی و نجات آنان شاد میگردد.


در تعالیم اهل بیت بیان شده که خوشحال کردن شیعیان ائمه درحکم خوشحال کردن خود آنهاست،


دیدار وعیادت از شیعیان در حکم دیدار و عیادت ازخود اهل بیت است وکمک مالی به شیعیان گرفتاربه


منزله کمک مالی به خود امام زمان علیه السلام است.


بر این مبنا اگرکسی نسبت به شیعیان امام عصر- که جانهایمان فدایش باد- احساس غیرت و وظیفه کند،


گویی نسبت به پاسداشت حریم خودِ امام عصرغیرت ورزیده وبه شخص ایشان یاری رسانده است.


بیایید به نیت یاری امام زمان علیه السلام، به یاری شیعیان گرفتارآن حضرت بشتابیم وبه نیت خدمت


به امام زمان در عزت بخشیدن به جامعه ی شیعه کوشاتر از پیش گام نهیم.



4. چهارمین شیوه یاری امام عصرعلیه السلام: زینت بودن برای صاحب الزمان به وسیله ی جدیت


در درستکاری و پرهیز از رفتارهای زشت.


گناهان به خصوص گناهان بزرگ وزشت کاری های فاحش اگر از ناحیه کسانی سر بزند که منتسب


به امام زمان هستند و شیعه آن حضرت به شمار می روند، آبروی آن بزرگوار را در نزد بیگانگان به


مخاطره می افکند و دل آن عزیز را آزرده می سازد. در مقابل، درستکاری، خویشتنداری و پرهیزکاری


شیعیان به عزت امام عصر در جامعه می افزاید و قلب آن مولا را شاد می سازد. همه ما می توانیم


برای حفظ آبروی امام عصر و مکتب تربیتی ایشان نسبت به درستکاری و پرهیزازکارهای زشت،


دقت و تلاش دو چندان داشته باشیم و بدین گونه، امام وقت خود را یاری کنیم،


چنان که امیرمؤمنان به یاران خویش فرمود: «مرا با خویشتنداری [نسبت به زشتیها]


و تلاش [در راه خوبیها] یاری کنید.»



5. پنجمین شیوه یاری امام عصر: جلب یاری های آسمانی برای امام زمان علیه السلام


همه ما می دانیم که کمک به فقرا (یا همان صدقه) رفع بلا می کند، پس میتوانیم با دادن صدقه


از طرف امام عصر در رفع بلا از وجود شریفش گام برداریم. نیز همه ی مامی دانیم که دعا، در تعجیل


فرج امام عصر و ایجاد گشایش درکار ایشان مؤثر است، پس می توانیم به دعا و نیایش در درگاه الهی


روی آوریم و مرتبا از خدا بخواهیم که فرج ایشان را به پیش اندازد و همّ و غمّ و گرفتاری را از وجود


شریفش به کلی زایل سازد.


جذب یاران وجلب یاری برای امام عصر، خود از بهترین شیوه های یاری امام عصر به شمارمی آید،


به خصوص اگر بتوانیم این یاری را از فضل خدا تمنا کنیم.






 


نوشته شده در سه شنبه 15/9/90ساعت 4:42 عصر توسط سیاوش نظرات ()

 


از بهترین توصیفاتی که راجع به حضرت امام حسین (ع) شده، توصیفی است که حضرت ولی عصر ارواحنا فداه راجع به


آن حضرت کرده است؛ آنجاکه در خطاب خود به جد بزرگوارش امام حسین (ع) می گویند:


«کُنتُ لِلرَّسُولِ وّلَداً وً لِلقُرآن سَنَداً وَ للاُمَّه عَضُداً وَ فِی الّاعَهِ مُجتَهِداً حافِظاَ لِلعَهد وَ المیثاق ناکِباَ عَن سُبُلِ الفُسّاق


تَناوه تأوه المَجهُود طَوِیل الرُکُوع وَ السُّجُودزاهِداَ فِی الدُّنیا ژُهدَ الرّاحِل عَنها ناظِراَ بِعَین المُستَوحِشِینَ مِنها»


تو ای حسین! برای رسول خدا فرزند و برای قرآن سند و برای امت بازوئی بودی، در طاعت خدا تلاشگر و نسبت


به عهد و پیمان حافظ و مراقب بودی، از راه فاسقان سر بر می تافتی، آه می کشیدی، آه آدمی که به رنج و زحمت افتاده،


رکوع و سجود تو طولانی بود، زاهد و پارسای در دنیا بودی، زهد و اعراض کسی که از دنیا رخت برکنده است،


با دیده ی وحشت زدگان بدان نگاه می کردی.


 


 


 


در این عبارات، بسیار جالب و روح افزا جدّ بزرگوار خود حسین (ع) را با ده عنوان وصف کرده است:


1. امام حسین (ع)، فرزند سول خدا (ص) بود، او نواده ی پیامبر اکرم به شمار می رفت،  و رسول خدا او را فرزند خویشتن می خواند.


2. او سند و پشتوانه ی قرآن بود. قرآن، با اتکاء به وجود مقدس امام حسین (ع)، در جهان استقرار و گسترش یافت


و هر آنچه را که قرآن کریم، در قالب الفاظ، بیان فرموده در وجود مطهر حسین (ع) رؤیت و مشاهده می شود.


3. آن حضرت بازوی امت بود، امت اسلامی با وجود حضرت حسین (ع) دارای بازویی پر توان و قدرتمند بوده و هستند و


به همین دلیل می توانند همه ی قدرتهای ضد خدایی را در هم بشکنند و نابود سازند.


4. امام حسین (ع) در راه اطاعت پروردگار، سخت کوش و تلاشگر بود. دعا، نیایش، ابتهال، نماز و مناجات شبانه ی


وی در تاریخ، ضبط شده و خود مایه ی اعجاب آدمی است.


5. آن بزرگوار نگهدار عهد و میثاق بود. عهد و پیمان با خداوند یا با مردم را هرگز نقض نکرد و ثابت و استوار روی پیمان


خویشتن می ماند و وفا می کرد.


6. او از راه و روش فاسقان و فاجران روی گردان بود. هرگز روی به آنان نیاورد و تمایل به سوی آنان نکرد و چطور ممکن است


کسی که فناء فی الله پیدا کرده به مخالفان فرمان پروردگار روی بیاورد و به آنان تمایل پیدا کند؟


7. امام حسین (ع) دردمندانه آه می کشید، چون ناله ی کسی که سخت به رنج و زحمت افتاده و بار سنگینی از غصه


و اندوه در دل دارد و در سینه اش جراحتی التیام ناپذیر است.


8. رکوع ها و سجودهای طولانی داشت، مدت ها در حال رکوع و سجود می ماند و ذکر خدا می کرد. به نظر می رسد


که این جمله، رمز شوق عمیق و ریشه دار آن بزرگوار به معبود و محبوب حقیقی اش خداوند متعال است و چون از خلوت


با خدا و انس به ذات لایزال او لذت می برد از این رو سجده را که درست خلوت با خداست طول می داده و احساس خستگی نمی کرده اند.


9. سیدالشهداء (ع) نسبت به دنیا زاهد، بی رغبت و بی علاقه بود . دنیا در نظر مبارک  آن حضرت، جلوه و جلا و فروغ


و بهایی نداشت چنان از دنیا اعراض کرده بود که گویا به کلی از آن برکنده شده و قدم در سرای ابدی و جهان آخرت گذاشته است.


10. نظر امام حسین (ع) به دنیا نظر وحشت زدگان بود. آنجا که نظر دیگران نظر خریداری و نگاه عاشقانه بود، نظر آن


بزرگوار به دنیا نظر انسان وحشت زده بود و نگاهش، نگاه دل بریدگان از آن، و بالاخره او از دنیا و زرق و برق آن در فرار بود


که این چیزها در چشم انسان دریا دلی چون امام حسین (ع) کمترین فروغی ندارد.


 


نوشته شده در سه شنبه 15/9/90ساعت 2:24 عصر توسط سیاوش نظرات ()


باز طوفانی شده دریای دل                                                                                                                                                                                                          موج سر بر ساحل غم میزند                                                                                                                                                                                                       باز هم خورشید رنگ خون گرفت                                                                                                                                                                                                      بر زمین نقشی ز ماتم میزند


 ----------------------------------------------


باز جام دیده ها لبریز شد 
باز زخم سینه ها سر باز کرد
در میان ناله و اندوه و اشک
حنجرم فریادها آغاز کرد


--------------------------------------------- 


می نویسم شرح این غم نامه را
داستان مشک و اشک و تیر را
می نویسم از سری کز عشق دوست
کرد حیران تیغه شمشیر را


----------------------------------------------


گوئیا با آن همه بیگانگی
آب هم با تشنگان بیگانه بود
در میان آن همه نامردمی
اشک آب و دیده ها پیمانه بود


---------------------------------------------- 


تیغ ناپاکان برآمد از نیام
خون پاکی دشت را سیراب کرد
خون خورشید است بر روی زمین
کآسمان تشنه را سیراب کرد


 ---------------------------------------------


می شود خورشید را انکار کرد؟
زیر سم اسبها در خاک کرد؟
می شود آیا که نقش عشق را
از درون سینه هامان پاک کرد؟


--------------------------------------------


گر نشان عشق را گم کرده ایم
در میان آتش آن خیمه هاست
گر به دنبال حقیقت میرویم
حق همینجا حق به روی نیزه هاست


 -------------------------------------------


گریه ها بر حال خود باید کنیم
او که خندان رفت چون آزاد شد
ما سکوت مرگباری کرده ایم 
....او برای قرنها فریاد شد


 -------------------------------------------


بازهم در ماتم روی حسین
باز هم در سوگ آن آلاله ایم
یادتان باشد حیات عشق را 
وامدار خون سرخ لاله ایم


 


 



نوشته شده در سه شنبه 15/9/90ساعت 1:53 عصر توسط سیاوش نظرات ()


  فریاد یاری خواهی امام حسین (علیه السلام) در روز عاشورا و پس


   از شهادت همه یاران، فرزندان و خویشاوندان، هنوز و همیشه در گوش


تاریخ طنین انداز است و وجدان های بیدار و آزادگان را به مقاومت در برابر


ستم فرا می خواند و به نصرت دین خدا و یاری ولی خدا می طلبد.


عطش برای آنهایی که از همه چیزشان، از جانشان گذشته اند، قوت


قلب است. مژده ای است برای رسیدن. رسیدن به آنجا که باید رسید.


عطرش بوی خوش وصال حقیقی است. رایحه دل انگیز بهشت است.


آنها که از میان دو انگشت مولایشان جایگاه حقیقی خود را نزد حضرت


حق دیده اند، چیز دیگری چشم شان را نمی گیرد. طعم شهادت برای شان


 شیرین تر از عسل می شود (احلی من العسل). بدن هاشان جز


در آغوش کشیدن خاک نمی طلبد. رایحه ای دل انگیز تر از عطر بهشت


 نمی جویند و صدایی جز هل من ناصر امام شان نمی شنوند. گویی همه


 اعضا و جوارح و حواس در یک معنا به وحدت رسیده اند.


امام استغاثه کرد، تا شاید غیرت شنوندگان را بر انگیزد. تا مانع هجوم


لشکریان به حریم حرم شود. تا حجت را بر تاریخ تمام کند. تا شاید عطر


سخنش شامه دل کسی را به وجد آورد. عطر حسین، عطر بهشت، عطر


 تربت، عطر لبان طفل شیرخوار، عطر نگاه های معصوم. عطری که موج


می زند در صحرای داغ نینوا، عطر عطش.


و حال در این زمان بار دیگر ندایی آشنا به گوش میرسد همان ندای تاریخی


هل من ناصر ینصرنی


از گلوی یکی دیگر فرزندان خاندان نبوت . او کیست ؟ چه میگوید ؟ با کیست ؟ ...


آری او امام تمامی عصرهاست . کلامش کلام حسین (ع) و هدفش همچون حسین (ع)


احیای دین جدش . با تمام قرون و اعصار سخن میگوید . از همه می پرسد :


چرا به یاد من نیستید ؟ چرا مرا طلب نمیکنید ؟ مگر دوست ندارید صدای ملکوتیم را


آنگاه که به دیوار کعبه تکیه نموده ام بشنوید ؟ صدایی که به تمام عالم می گوید:


انا بقیه الله خیر لکم ان کنتم مومنین


نوشته شده در سه شنبه 8/9/90ساعت 9:42 عصر توسط سیاوش نظرات ()


در کتاب «دائرة المعارف تشیع» آمده است: ابووهیب بن عمرو - بهلول - معروف به مجنون،


 از فقها و حکما و شعرای شیعه در قرن دوم هجری بوده است و علت دیوانگی ظاهری


او این است که به وسیله‌ی آن، سخن حق را بدون ترس بر زبان بیاورد.




در کتاب مجالس المؤمنین، سفینة البحار، روضات الجنّات؛ اعیان الشیعه


  


و ... بهلول از شاگردان خاص امام صادق (ع) و از اصحاب آن حضرت و


  


حضرت امام موسی کاظم (ع) معرفی شده است و چون هارون الرشید


  


 خلیفه عباسی قصد داشت مخالفان حکومت استبدادی خود را از بین ببرد،


  


 نقشه‌ای طرح کرد تا امام کاظم (ع) را به شهادت برساند. هارون از فقهای


 


بغداد - از جمله بهلول - در خواست کرد تا فتوا بدهند که امام قصد دارد بر


 


علیه حکومت قیام کند و قتل او شرعاً واجب است؛ اما بهلول از این کار


 


خودداری کرد و از امام چاره جویی نمود. امام به او پیشنهاد کرد خودش


 


 را به دیوانگی بزند تا هارون از او دست بردارد.



را در کوچه و بازار دیدند که لباس کهنه‌ای به تن کرده و سوار بر تکه چوبی شده



و با کودکان بازی می کند و فریاد می‌زند:


 


«کنار بروید! مبادا اسب من شما را لگد کند». و این تدبیر او را از صدور فتوا بر


 


 علیه امام نجات داد و هارون وقتی شنید که بهلول دیوانه شده است، دست از او برداشت.


 


بهلول در تاریخ تشیع به عنوان مظهر و مثال مقاومت منفی و سرمشق تقّیه و حکیمی



پاکباز و گریزان از خدمت ستمکاران شناخته شده است. حکایات و کلمات و اشعار



او دستورالعمل زندگی با شرافت و مشوق شهامت اخلاقی و صلابت دینی است.


 


بهلول در ادبیات و فرهنگ اسلامی به خصوص بین شیعیان در ردیف لقمان حکیم


 


 قرار دارد و سخنانش الهام بخش نویسندگان و شاعران و ضرب‌المثل می‌باشد.


 


کلمه بهلول در لغت عرب به معنی مرد خندان یا کسی که خوبی‌های زیادی دارد، است.


 


بهلول حدود سال 190 هـ .ق در بغداد وفات کرد و در همان شهر به خاک سپرده شد.


یک روز صبح مردم بغداد بهلول

نوشته شده در جمعه 27/8/90ساعت 5:29 عصر توسط سیاوش نظرات ()

(هارون الرشید) خلیفه عباسى خواست کسى را براى قضاوت بغداد تعیین نماید،


 با اطرافیان خود مشورت کرد، همگى گفتند: براى این کار جز بهلول صلاحیت ندارد.


بهلول را خواست و قضاوت را به وى پیشنهاد کرد.


بهلول گفت: من صلاحیت و شایستگى براى این سمت ندارم .



هارون گفت: تمام اهل بغداد مى گویند جز تو کسى سزاوار نیست، حال تو قبول نمى کنى !



بهلول گفت: من به وضع و شخصیت خود از شما بیشتر اطلاع دارم، و این سخن


من یا راست است یا دروغ ، اگر راست باشد شایسته نیست کسى که صلاحیت


 منصب قضاوت را ندارد متصدى شود. اگر دروغ است شخص ‍ دروغگو نیز صلاحیت این مقام را ندارد.


هارون اصرار کرد که باید بپذیرد، و بهلول یک شب مهلت خواست تا فکر کند.


فردا صبح خود را به دیوانگى زد و سوار بر چوبى شده و در میان بازارهاى بغداد مى دوید


و صدا مى زد دور شوید، راه بدهید اسبم شما را لگد نزند.


مردم گفتند: بهلول دیوانه شده است! خبر به هارون الرشید رساندند و گفتند: بهلول


دیوانه شده است .


هارون گفت: او دیوانه نشده ولکن دینش را به این وسیله حفظ و از دست ما فرار نمود تا در


حقوق مردم دخالت ننماید.


آرى آزمایش هر کس نوعى مخصوص است نه تنها ریاست براى بهلول آماده بود بلکه


غذاى خلیفه را براى او مى آوردند مى گفت: غذا را ببرید پیش سگهاى پشت حمام


بیاندازید، تازه اگر سگها هم بفهمند از غذاى خلیفه نخواهند خورد!


نوشته شده در جمعه 27/8/90ساعت 5:21 عصر توسط سیاوش نظرات ()


به کلینیک خدا رفتم تا چکاپ همیشگی ام را انجام دهم، فهمیدم که بیمارم ....


خدا فشار خونم را گرفت، معلوم شد که لطافتم پایین آمده.

زمانی که دمای بدنم را سنجید، دماسنج 40 درجه اضطراب نشان داد.
آزمایش ضربان قلب نشان داد که به چندین گذرگاه عشق نیاز دارم، تنهایی

سرخرگهایم را مسدود کرده بود ...

و آنها دیگر نمی توانستند به قلب خالی ام خون برسانند.

به بخش ارتوپدی رفتم چون دیگر نمی توانستم با دوستانم باشم و آنها را در

 آغوش بگیرم.

بر اثر حسادت زمین خورده بودم و چندین شکستگی پیدا کرده بودم ...

فهمیدم که مشکل نزدیک بینی هم دارم، چون نمی توانستم دیدم را از اشتباهات

اطرافیانم فراتر ببرم.

زمانی که از مشکل شنوایی ام شکایت کردم معلوم شد که مدتی است که صدای

 خدا را آنگاه که در طول روز با من سخن می گوید نمی شنوم ...!

.

.

.

.

خدای مهربان برای همه این مشکلات به من مشاوره رایگان داد و من به

 شکرانه‌اش تصمیم گرفتم از این پس تنها از داروهایی که در کلمات راستینش

برایم تجویز کرده است استفاده کنم :

هر روز صبح یک لیوان قدردانی بنوشم

قبل از رفتم به محل کار یک قاشق آرامش بخورم .

هر ساعت یک کپسول صبر، یک فنجان برادری و یک لیوان فروتنی بنوشم.


زمانی که به خانه برمیگردم به مقدار کافی عشق بنوشم .

و زمانی که به بستر می روم دو عدد قرص وجدان آسوده مصرف کنم.
.
.
.
.
.

امیدوارم خدا نعمتهایش را بر شما سرازیر کند:

رنگین کمانی به ازای هر طوفان
لبخندی به ازای هر اشک
دوستی فداکار به ازای هر مشکل
نغمه ای شیرین به ازای هر آه
و اجابتی نزدیک برای هر دعا

سخن آخر آن که عیب کارم در اینجاست که من «آنچه هستم» را با «آنچه باید باشم» اشتباه می‌کنم!

خیال می‌کنم که آنچه که باید باشم هستم، در حالی ‌که آنچه که هستم نباید باشم.

نوشته شده در سه شنبه 24/8/90ساعت 7:35 صبح توسط سیاوش نظرات ()

   1   2      >
» :: جمعه 29/2/91
نوشته شده در ساعت توسط مدیر


آخرین مطالب
منتظران امام زمان (عج) ...
یاصاحب الزمان (عج) ادرکنی
خوشحال میشم نظرتان را داشته باشم
دل نوشته ای برای امام عصر (عج)
ارزش علم
بهلول و خرقه نان جو و سرکه
برخورد با دیگران از کلام علی (ع)
[عناوین آرشیوشده]

Design By : LoxTheme.com