91/7/24
7:28 ع
چرا او قائم آل محمّد(علیهم السلام) نامیده شد؟!
ابوحمزه ثمالى مى گوید:
از حضرت امام محمّدباقر(علیه السلام) پرسیدم: اى فرزند رسول خدا!
مگر شما ائمه، همه قائم به حق نیستید؟
فرمود: بلى!.
عرض کردم: پس چرا فقط امام زمان(علیه السلام) قائم نامیده شده است؟
حضرت فرمود: هنگامى که جدّم حسین بن على(علیهما السلام) به شهادت
رسید، فرشتگان آسمان به درگاه خداوند متعال نالیدند و گریستند و عرض کردند:
پروردگارا! آیا کسى را که برگزیده ترین خلق تو را به قتل رسانده است به حال خود وامى گذارى؟
خداوند متعال به آنها وحى فرستاد: آرام گیرید! به عزّت و جلالم سوگند! از آنها
انتقام خواهم کشید، هرچند بعد از گذشت زمانى باشد.
آنگاه پرده حجاب را کنار زده و فرزندان حسین(علیه السلام) را که وارثان امامت بودند،
به آنها نشان داد. ملائکه از دیدن این صحنه بسیار مسرور شدند.
یکى از آنها در حال قیام نماز مى خواند. حق تعالى فرمود: به وسیله این قائم
از آنها انتقام خواهم گرفت.»([6] [6])
مهدى چه کسى است؟!
جابر جُعفى مى گوید:
من در خدمت امام محمّدباقر(علیه السلام) بودم که مردى به حضور ایشان شرفیاب شد
و عرض کرد: خداوند شما را رحمت کند! این پانصد درهم را که زکات مال من است بگیرید
و به مصرف برسانید.
حضرت فرمود: خود آن را بردار و به همسایگانت و ایتام و مساکین و برادران مسلمانت بده
که]وجوب سپردن زکات به امام [هنگامى است که قائم ما قیام کند. و به مساوات تقسیم
نماید و میان بندگان نیک و بد خداوند رحمان به عدل رفتار کند.
هر که از او اطاعت کند خدا را اطاعت نموده، و کسى که از او سرپیچى کند از فرمان خدا
سرپیچى نموده است. او«مهدى» نامیده شده است، زیرا به امر پنهانى هدایت شده است....([7] [7] )
عبدالله بن عباس مى گوید:
پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود: در شب معراج، هنگامى که خداوند ـ جل جلاله ـ
مرا عروج داد نداى حق را شنیدم که مى فرمود: یا محمّد!
ـ لبیک اى پروردگار بزرگ!
ـ آیا مى دانى ساکنان عالم بالا در چه موضوعى اختلاف نظر دارند؟
ـ پروردگارا! نمى دانم.
ـ آیا هنوز وزیر، برادر و جانشینى بعد از خود از میان بنى آدم برنگزیده اى؟
ـ پروردگارا! چه کسى را باید برگزینیم؟ تو او را براى من انتخاب کن.
ـ من براى تو از میان بنى آدم على را برگزیده ام.
ـ پروردگارا! او پسر عموى من است.
ـ بلکه او وارث تو و وارث علم من بعد از تو است، و صاحب پرچم تو و پرچم حمد، در روز قیامت
و صاحب حوض توست تا هر مؤمنى را که از امّت تو وارد بهشت مى شود، از آب آن سیراب کند.
یا محمّد! من به خود به سختى سوگند خورده ام کسى که دوستدار تو و اهل بیت تو و فرزندان
پاک تو نباشد، از آب آن حوض ننوشد. به راستى، به راستى مى گویم: اى محمّد! تمام امّت
تو را وارد بهشت خواهم کرد جز کسى که خود ابا کند.
ـ چگونه کسى از ورود به بهشت ابا مى کند؟
ـ من تو را از میان خلق خود برگزیدم و براى تو نیز جانشینى انتخاب نمودم، تا براى تو به
منزله هارون باشد براى موسى، جز آن که]هارون نیز نبى بود، امّا [بعد از تو پیامبرى
نخواهد بود. محبّت او را در قلب تو خواهم نهاد، و او را پدر فرزندان تو قرار خواهم داد.
پس حقّ او بر امّت تو مانند حق توست بر ایشان آنگاه که زنده بودى و در میان ایشان
به سر مى بُردى; هر کس حق او را نادیده بگیرد حق تو را ضایع ساخته است، و هرکه از
دوستى او سر باز زند از دوستى تو ابا نموده است، و هر که از دوستى تو سر باز زند، گویى
از ورود به بهشت ابا نموده است.
آنگاه من به سجده افتادم، و شکر الهى را به خاطر نعمتى که به من ارزانى داشته به جاى
آوردم. در این هنگام دوباره ندا رسید:
ـ یا محمّد! سر بردار هرچه مى خواهى از ما بخواه، تا به تو عطا کنیم.
ـ پروردگارا! تمام امّت مرا تحت ولایت على بن ابى طالب(علیه السلام)قرار ده تا روز قیامت
همه اطراف حوض من باشند.
ـ یا محمّد! پیش از این که بندگان خود را خلق کنم، سرنوشت آنان را مى دانم و بر اساس
آن، هر که را بخواهم هلاک مى کنم و هر که را بخواهم هدایت مى نمایم. علم تو را بعد از
تو به على داده، و او را وزیر و جانشین بعد از تو قرار داده ام تا خلیفه تو براى اهل و امّت تو باشد.
اراده من چنین است کسى که با او دشمنى کند و منکر ولایت او بعد از تو باشد، داخل بهشت
نگردد. و هر که با او دشمنى کند، با تو دشمنى نموده، و هرکه با تو دشمنى کند با من
دشمنى نموده، و هرکه دوستدار او باشد، دوستدار توست، و هرکه دوستدار تو باشد، دوستدار
من است.
به او این فضیلت را دادیم، و به تو این چنین عطا خواهیم کرد که از صلب او یازده «مهدى» که
همه از فرزندان تو و دختر تو ـ فاطمه زهرا(علیها السلام) ـ باشند، خارج کنیم.
ـ پرودگارا! چه زمانى وقت آن مى شود؟
ـ هنگامى که دانایى از بین رود و جهالت آشکار گردد;
قاریان قرآن زیاد باشند و عالمان آن اندک;
قتل و خونریزى زیاد شود;
فقهاى هدایت گر کاستى گیرند، و فقهاى گمراه و خیانتکار زیاد شوند;
شاعران زیاد شوند;
امّت تو قبرستانها را مسجد کنند;
قرآنها و مساجد را طلاکارى و زینت نمایند;
ظلم و فساد زیاد شود وکارهاى نکوهیده آشکار گردد، و امّت تو امر به منکر و نهى از معروف کنند;
مردان با مردان و زنان با زنان خود را ارضا نمایند;
پادشاهان کافر، دوستان آنها فاجر، یاران آنها ظالم و مشاوران آنها فاسق باشند;
سه خسوف، یکى در شرق و یکى در غرب و دیگرى در جزیرة العرب به وقوع بپیوندد.
شهر بصره به دست مردى از ذریّه تو ـ که پیروانش مردمى از افریقا هستند ـ خراب شود;
مردمى از اولاد حسین بن على قیام کند;
دجال از سوى شرق و سرزمین سیستان ظاهر شود;
سفیانى ظهور کند;
ـ پروردگار! پس از من، چقدر فتنه و آشوب برخواهد خاست؟([8] [8] )
-------------------------------------------------------------------------------
[6][6] ـ علل الشرایع، ص 160، باب 129، ح 1; بحارالانوار، ج 51، ص 28، ح 29.
[7][7] ـ علل الشرایع، ص 161، باب 129، ح 3; بحار الانوار، ج 51، ص 29.
[8][8] ـ کمال الدین، ج 2، ص 250، ح 252; بحار الانوار، ج 51، ص 68 ـ 70.
پیام رسان
من کلا دلم میخواهد همه آدمهایی که با من در ارتباط هستن دست به دست هم بدن تا جامعه ای با نشاط و آگاه والبته امام زمانی داشته باشیم