91/8/3
10:46 ع
الف. جامعیت قرآن
پیامبر اکرم«صلّی الله علیه و آله و سلّم» خاتم سلسه پیامبران
است. مهمترین رخدادی که با ارتحال وجود مقدّس رسول خدا
در تاریخ حیات بشری پدید آمد. انقطاع وحی بود.
امیرالمؤمنین«علیه السّلام» میفرماید:
«... اِنْقطَعَ بِمَوتِکَ ما لایَنْقَطِعُ بِمَوتِ اَحَدٍ»؛ [4] [ ای پیامبر!]
به واسطه از دست رفتن شما چیزی از بشر قطع گردید
(وحی ) که به واسطه مرگ احدی قطع نمیشود.
رحلت پیامبر اکرم«صلّی الله علیه و آله و سلّم» ؛ یعنی، پایان
رسمی تشریع آسمانی و انقطاع وحی تشریعی و نزول قانون
تکامل انسانی. بر این اساس و با توجه به اینکه قرآن و دین
اسلام جاودانه و همیشگی است، باید کتاب وحی و قانون از
جامعیتی بینظیر برخوردار باشد.
روشن است که اگر بنا باشد دینی جاودانه، باقی بماند، باید کتاب
قانون آن برای همه عصرها، جامع و کامل باشد تا بتواند حضور خود
را در تمام دورهای حیات بشری حفظ کند. طبیعی است، اگر
کتاب قانون یک دین، از جامعیت برخوردار نباشد، مرور زمان غبار
کهنگی و فرسودگی بر تن آن نشانده و آن را به انزوا و شکست
میکشاند.
سخن از جامعیت قرآن، امری است که مفسران و دانشمندان
با استناد به خود قرآن و استفاده از عقل و نقل، آن را طرح کردهاند.
قرآن مجید در این باره میفرماید: ( وَ نَزَّلنا عَلَیکَ الْکتابَ تِبْیاناً
لِکُلِّ شَیءٍ)،[5] و بر تو (ای پیامبر) نازل کردیم کتابی را که در
آن تبین هر چیزی( که در هدایت انسان نقش دارد) صورت
گرفته است. براساس این آیه و آیات دیگر قرآن کتاب «تبیان»
و«هدایت»[6] است. «تبیان» صفت عام و فراگیر قرآن است ؛
یعنی، کتابی که برای هدایت همة انسانها و همة زمانها
نازل شده، بیان «کُلِ شَیء» را عهدهدار است.
علامه طباطبایی(رضوان الله تعالی علیه) میفرماید:
در تبیین آیه گفتهاند: هنگامی که قرآن برای عموم مردم کتاب
هدایت میباشد، در نتیجه شأن آن چنین است که ظاهراً مراد
از هر چیزی، آنچه که رجوع به هدایت میکند میباشد. پس در
آنچه مردم به آن محتاج هستند – در هدایت یافتن و آگاهی پیدا
کردن نسبت به معارف حقیقی و واقعی که متعلق به مبدأ و معاد
و اخلاق فاضله میشود و...قرآن بیان کنندة آن میباشد.[7]
ایشان نکتهای را از این عقیده مفسران استفاده کرده است که
اگر قران «تِبْیان کُلِّ شیء»باشد و بخواهد مقاصد خود را از طریق
دلالت لفظی بیان کند، انسان صرفاً کلیاتی را از قرآن کریم استفاده
میکند. علامه میفرماید:
اگر روایاتی که (دلالت بر وجود علم ما کان و مایکون و ما هو کائن
در قرآن دارند) صحیح باشد، لازم میآید که مراد از «تبیان» اعم از
آن چیزی باشد که از طریق دلالتهای الفاظ به دست میآید. پس
شاید در اینجا اشاراتی – البته از راهی غیر از دلالت الفاظ- باشد که
اسراری را کشف میکند که با فهم متعارف، راهی به سوی آنها نیست.
ب.تأویل و تفسیر
بحث تأویل و تفسیر از مباحث مهم علوم قرآنی است و تعاریف و
تحلیلهای گوناگونی از سوی دانشمندان درباره آن ارائه شده است؛
ازجمله: به مقتضای این بحث، تحلیل و تعریفی را که برای فهم این
نوشتار ضروری است، بیان میکنیم.
«اَلتَفْسیرُ کَشْفُ الْقناعِ عَنْ الْمُشْکِلِ»؛ یعنی تفسیر نقاب برگرفتن
از چهره الفاظ مشکل است».
در این بیان، تفسیر، مربوط به «ظهر» قرآن میشود و همانطور
که پیامبر اکرم«صلّی الله علیه و آله و سلّم»فرمود:
«ما مِنَ الْقُرآنِ آیة اِلّا وَ لَها ظَهرٌ وَ بَطْن»؛[8]«هیچ آیهای در قرآن
نیست، مگر آنکه ظهر و بطنی دارد».
در این نگاه تأویل به معنای« بطن» قرآن است که دلالت درونی
قرآن را میرساند. در مقابل دلالت ظاهری و برونی قرآن دارد که
از آن به« ظهر» تعبیر میشود با این نگاه تمامی آیات قرآن بطن
دارند؛ نه اینکه بطون، مخصوص آیات متشابه باشد.
یکی از مهمترین ابزاری که میتوان به واسطة آن به درک واقعی
و عمیق مضامین و مفاهیم آیات الهی نایل شد و از معارف ارزشمند
آن بهرهمند گردید، همان«تفسیر» صحیح آیات نورانی قرآن است.
مراد از «تفسیر» مطالبی است که از الفاظ و ظواهر کلام الهی و
با اندیشه و ژرفنگری در آنها به دست میآید و نشانگر مراد و منظور
ظاهری آیات قرآن است.
اما گاهی آیات الهی حاوی حقایقی ورای الفاظ و ظواهر آن است که
در مطالعة ابتدایی و اولیه به دست نمیآید و تأمّل و دقت آدمی در
آنها نیز کارساز نیست؛ بلکه تنها روایات و گفتار معصومین(علیهم السّلام)
است که از آنها پرده برمیدارد و اسرار آنها را آشکار میسازد. به این
مرحله از فهم آیات – که دلالت به باطن قرآن دارد- «تأویل» گفته میشود.
بنابراین برای بهرهمندی جامع و شایسته، هم باید به ظاهر قرآن و «تفسیر»
آن توجه کرد و هم از باطن آن (تأویل) استمداد جست.
---------------------------------------------------------------------------
[4] . شیخ مفید، الامالی،ص102، ح 4.
[5] . ر. ک، جوامع الجامع، ج1، ص383، ذیل آیه 59 سوره انعام.
[6] .ر.ک:سوره بقره (2)، آیه 2؛ سوره مائده(5)، آیه 44؛ سوره آل عمران، (3) آیه 138.
[7] . المیزان، ج 12، ص325.
[8] . وسائل الشیعه، ج 27، ص196، ح 33580.
پیام رسان
من کلا دلم میخواهد همه آدمهایی که با من در ارتباط هستن دست به دست هم بدن تا جامعه ای با نشاط و آگاه والبته امام زمانی داشته باشیم